مقاله ای از نفیسه ایمانی (مطالب دیگران)

جماعت معاودین کربلایی مقیم تهران

- گزارش زیر در مورد کربلایی‌های مقیم تهران خلاصه‌ای از  نتایج یک تحقیق انسان‌شناختی است که در سال 1383 توسط چهار نفر از دانشجویان این رشته (ایمانی، بوغیری، پسران رزاق، حاجی) و تحت نظر دکتر فکوهی انجام گرفته است.

انسان شناسی به طور سنتی به مطالعة اقوام وقبایلی پرداخته است که در انزوا به سر می برده و دارای مولفه های قومی محسوس بوده اند. اما با ورود به دورة شهرنشینی و مدرنیسم ، در شهرهای جدید جماعت ها و شبه قوم هایی ظهور می کنند که مانند گذشته دارای مولفه های قومی آشکار و محسوس کمتری هستند. بنا به تعریف، شبه قوم ها پیوند های اجتماعی قومی بین گروهی از افراد هستند که لزوما دارای اشتراک نژادی و زبانی نمی باشند. از نظر مکتب شیکاگو شهر در آن واحد هم یک نظام پیچیده از افراد و نهادهای به هم وابسته و هم یک نظم اجتماعی است که در آن پدید آمدن این خرده فرهنگ ها زمینه ای مساعد می یابد. هر خرده فرهنگ تولیدات فرهنگی، آداب و رسوم و مناسک، زبان و … مخصوص به خود را ایجاد می کند و به این ترتیب عضویت در یک جماعت نه تنها به دلیل هویت یابی بلکه برای مصرف تولیدات فرهنگی صورت می گیرد. این تولیدات گاهی بر فرهنگ جامعه بزرگ تر نیز تاثیر می گذارد و نوزایی قومی صورت می گیرد.
در این تحقیق مولفه های جماعت در مورد «کربلایی های مقیم مرکز»  که در محلة دولت آباد تهران زندگی می کنند مورد بررسی قرار گرفته است.

 
کربلایی ها شاخه‌ای از گروه بزرگ «معاودین» هستند. معاودین به کسانی گفته می شود که در طول دو قرن گذشته از ایران به عراق هجرت نموده اند. اما طی سالهای 1970 و 1980 میلادی یعنی در زمان حکومت حسن البکر و صدام حسین از عراق اخراج و به ایران بازگردانده شده اند.
در واقع کلمه «معاودین» نیز که در مورد آنان به کار می رود به معنای «بازگردانده شدگان» می باشد. معاودین پس از ورود به ایران در شهرهای مختلف پراکنده شده اند. محل تمرکز اصلی معاودین در منطقه 12 شهر تهران و در محلة معروف به محله عربها و کوچه مروی می باشد. معاودین به سه گروه کوچکتر کربلایی ها، نجفی ها و کاظمینی ها تقسیم می شوند که وجه تسمیه هر یک از این گروه ها مبدا مهاجرت آنها می باشد.
معاودین یک جماعت قومی محسوب نمی شوند. همچنین سیاستی مستقل از سایر شیعیان ندارند. آنان مایل نیستند که توسط گروه بزرگ‌تر، بیگانه و خارجی محسوب شوند و معتقدند به همین دلیل از عراق اخراج شده، اما به همین دلیل نیز در میان ایرانیان پذیرفته نشده‌اند.
آنچه آنها را به هم پیوند می دهد نحوه اخراجشان از عراق می باشد.
تقریباً همه مصاحبه شوندگان به خاطرات دردناک خود در این زمینه اشاره نموده و در این مورد احساس مظلومیت دارند. این مساله در کتابهایی چون جرائم صدام(وثائقی) و جنایات رژیم بعث عراق(فولادزاده) توسط خود معاودین و سایر انقلابیون عراق نیز مورد اشاره قرار گرفته است. 
از سویی دیگر چون این افراد برای اقامت همیشگی به عراق رفته بودند، زبان فارسی را فراموش کرده و بسیاری از آنها اقوامی در ایران نداشته اند. مهاجرت اجباری به ایران ، بدون آشنایی با محیط جدید و بدون سرمایه مالی، سبب شده است که معاودین برای پیشگیری از ضربات سخت اقتصادی و اجتماعی، همبستگی بیشتری با یکدیگر پیدا کنند. وحدتی که بر عوامل متعددی نظیر دین، تمدن ، دفاع مشترک در برابر تهاجم بیرونی و … استوار است، پیوندی اجتماعی را به وجود می آورد که «شبه قوم» نامیده می شود.(برتون 1380) افرادی که به طور مستقیم یا غیر مستقیم با شبه قوم در ارتباط قرار می گیرند، جماعت نامیده می شوند.
یکی از اقداماتی که معمولاً جماعات دارای خرده فرهنگ های متعدد، انجام می دهند فراهم آوردن مکانی جهت تجمع جماعت است. مکان عامل پیوند اعضای جماعت و انسجام هر چه بیشتر میان اعضاست.چرا که مکان در نوع خود یک فضای شهری است که دارای کارکرد است و مکان تجمع جماعت هم فضایی است شهری با کارکردهای متعدد. کربلایی های مقیم تهران دارای دو مکان اصلی برای تجمع هستند. حسینیه کربلایی ها در سال 1347 و موسسه انصارالحسین در سال 1363 تاسیس شده است. این دو مرکز علاوه بر این که امکان تجمع جماعت کربلایی هستند و مراسم و جشن  وعزاداری های مذهبی با شیوه خاص معاودین در این مکان ها برگزار می شود، فعالیت های خیریه، کلاس های آموزشی مذهبی، هنری و فرهنگی و اقدامات دیگری انجام می دهند که به تقویت و بازتولید جماعت کمک می نماید. 
         مؤلفه های مختلف معرفی شده در این تحقیق با درجات شدت ومتفاوت در جهت همبستگی درون گروهی و پیوستگی گروه با جامعه حرکت می نمایند . یکی از این مؤلفه ها،تأکید بر مسلمان وشیعه بودن وداشتن عشق وعلاقه به امامان معصوم وخصوصاً امام حسین ‹علیه السلام › می باشد .
         این مؤلفه که اساسی‌ترین محور ایجاد هویت گروهی درمیان کربلایی‌ها می‌باشد ، درعین حال که همبستگی بین اعضای گروه را تقویت می نماید اعضای جامعه‌ی بزرگ‌تر را نیز به گروه و تولیدات فرهنگی ومذهبی آن علاقمند می کند . به طوری که در سی دی های مربوط به مراسم مذهبی تخمین زدیم جمعیت افرادی که در مراسم اختصاصی شرکت می کنند ( جشن ها وعزاداری ها یی که به زبان عربی هستند . ) حدود 500 نفر است اما درمراسم عمومی ‏( مثل شب های احیا وروز عاشورا ) جمعیتی بیش از 3000 نفر نیز حضور می یابند که بسیاری از آن ها عرب یا کربلایی نیستند . 
این مؤلفه در تقسیم بندی معاودین به سه گروه کاظمینی ها ، نجفی ها وکربلایی ها نیز نقش اصلی را ایفا کرده است .
        یکی از موارد دیگری که این خرده فرهنگ وفرهنگ کلان همبستگی ایجاد می کند این است که کلاس ها وسایر برنامه های فرهنگی و خیریه درمکان های تجمع کربلایی ها برای استفاده ی «عموم مسلمین » درنظر گرفته شده و مورد استقبال نیز قرارمی گیرد .حسینیه ی کربلایی ها با وجود این که با نام این جماعت شناخته می شود اما«وقف عام للمسلمین » می باشد . 
        آداب ورسوم مشترک که یکی دیگر از مؤلفه های جماعت است شامل مراسم خاص مذهبی ،‌ رسوم مربوط به ازدواج ، جشن ها وسوگواری ها و... می باشد . این رسوم عمدتاً برگرفته از شیعیان عراقی هستند و با ورود وسکونت در ایران ودر جهت همسازی با محیط جدید دستخوش تغییرات اندکی شده اند. 
وجود یک محله به عنوان محل تمرکز وسکونت اکثریت اعضای این جماعت که نسبت به آن احساس تعلق قوی وجود دارد،  نیز می تواند تعلق به یک سرزمین قومی در فضای شهری محسوب شود . 
         در مورد مؤلفه خویشاوندی باید به این مساله توجه نمود که این گروه دارای یک پیشینه ی قومی و یا نیاکان ونژاد مشترک و متمایز نیستند ، بلکه تنها به دلایل تاریخی و دارا بودن یک سرگذشت مشترک یک شبه قوم را تشکیل داده اند . تمایل به ازدواج درون گروهی بیشتر به دلیل آشنایی و رابطه ی نزدیک اعضا با یکدیگر تبیین می شود واز یک قاعده ی قطعی و اجباری پیروی نمی کند . به این ترتیب ازدواج های برون گروهی کاملاً پذیرفته شده و رایج هستند.
         آخرین و یکی از مهم ترین مؤلفه ها زبان قومی است . زبان عربی به دلیل زیاد بودن تعداد سخنوران در سطح جهانی و به دلیل اهمیت آن در دین اسلام و هم چنین به دلیل توجه خاصی که در نظام آموزش و پرورش ایران به آن می شود نسبت به زبان سایر اقلیت ها از وضعیت بهتری برخوردار است . البته به نظر می رسد عده ای از جماعت کربلایی ها به دلیل این که از این نظر در انزوا قرار گرفته اند مهارت زبانی خود را از دست داده اند . فرض ما این است که در صورت به وجود آمدن روابط قوی تر بین کربلایی ها و اقوامشان در کربلا ، مهارت زبانی این جماعت تقویت خواهد شد.

nafiseimani@yahoo.com 

دوشنبه، 1 بهمن 1386

(این مطلب فوق را در اینترنت پیدا کردم  و برای استفاده بیشتر گذاشتم )

لینک سایتی که این مطلب رو گزاشته بود هم در زیر اومده

http://anthropology.ir/node/1838

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 12 مهر 1388    | توسط: معاود -    |    | نظرات()